هستیهستی، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره

تمام هستی مامان و بابا

fbs

دخترم فردا ازمایش داریم... ببخشید که گرسنه ای عزیزم فردا میخوریم عزیزم نگران نباش فقط از خدا بخواه ازمایشمون خوب باشه مامانی   ...
18 شهريور 1391

مامان همیشه نگران

سلام نفس مامان ... توت فرنگی بابا دخترم دیروز و دیشب خیلی مامان رو نگران کردی! میدونی مامان چقدر گریه کرد... اخه تکون نمی خوردی مامان... من و بابا تا 3.5 نیمه شب بیدار بودیم و منتظر .. تا از شما یه خبری بشه اونوقت شما با خیال راحت خوابیده بودی الهی فدای خوابیدنت بشم مامانی... اما هر از چندی یه تکون به خودت بدی بد نیست  عزیزکم ... در عوض امروز از صبح تلافی دیروز رو کردی عزیزم...ممنونم مامان جان که منو متوجه سلامتیت میکنی اخه منم مثل مامانم یه مامان همیشه نگران هستم بابا هم دیشب خیلی نگرانت بودن عزیزم امروز چند بار از سر کار تماس گرفتن و احوال توت فرنگی رو پرسیدن مواظب خودت باش عزیز نفسم که نفس...
15 شهريور 1391

سلام مامانی

دلم برای دخترم یه ذره شده... الان تو هفته 33 هستیم مامانی انشاله سه شنبه میریم تو هفته 34 ... تقریبا یک ماه دیگه مونده تا همدیگه رو ببینیم از خدامیخوام تو این چند هفته باقی مونده هم هوامونو داشته باشه تا به لطف و یاری خودش چشممون به جمال تو عزیزم روشن بشه ... خدایا شکرت ... خدایا دستتو روی سرمون نگه دار...   ...
12 شهريور 1391

بادکنک

دخترم که به دنیا اومد، بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک می‌خرم بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده ... بهش یاد می‌ده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره .     بهش یاد می‌ده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه .   و مهمتر از همه ... بهش یاد می‌ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...     ...
10 شهريور 1391

امروز سالگرد عقد من و باباست عزیزم

من و بابا 5 سال پیش تو همچین روزی عقد کردیم مامانی این چند سال که با بابا بودم جزء بهترین سالهای زندگیم بود عزیزم...   از این بابت خیلی خدارو شکر میکنم ... دخترم می خوام این نوشته رو به بابا تقدیم کنم     شکوه پرشکوه زندگیم... متشکرم   برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی . برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی .   برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی .   برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی .   برای همه وقت هایی که با من شریک شدی . برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی .    برای ه...
8 شهريور 1391

صدای قلبت

صدای قلبتو شنیدم مامانی ... صدای زندگیه عزیزم نمیتونم تصور کنم وقتی بیای چه حسی دارم.. وقتی با شنیدن صدای قلبت اینهمه عشق میکنم ... وقتی صورت ماهتو ببینم و بغلت کنم چه حسی میتونم داشته باشم... خدایا شکرت خدایا ممنونم که منو لایق مادر شدن دونستی... خدایا این لذت رو از هیچ خانومی دریغ نکن...
7 شهريور 1391